به به چه بارون قشنگی چه هوای دلچسبی. دلم میخواد انقدر قوی باشم که اجازه ندم حال خوب الانم رو آدمهای دور و برم دگرگون کنن. خانم ایکس لطفاً بیخیال ما شو، مرسی اَه
فکر کنم عمده خوشحالی الانم به خاطر پای
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
از شدت دورو بودنت در عجبم. از شدت وقیح بودنت در عجبم. انقدر که خودمم در تشخیص و تمییز خوب و بد موندم. داستا اینه که چیدمان میزهای محل کارم جوریه که من پشتم به اکیپ جنجالی و انتر خانومه. دیروز مدیرم جل
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
من نمی فهمم چرا آخر هفته و تعطیلات انقدر زود میگذره، انگار میره روی دور تند. امروز شنبه خر هست و بنده بالاخره نسخه آخر پایان نامه رو بعد از اصلاحات به استادم فرستادم. اما این بار به نه پرینت می گیرم ن
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
دوباره ناراحت شدم نمیدونم چرا از من انقدر بدش میاد. اصلاً فضا رو هم باز نمیذاره باهاش حرف بزنی. قبلاً دو بار باهاش حرف زدم. یه بارش دعوا شد، یه بارش هم نتیجه نگرفتم. نمیدونم چرا انقدر با من ناراحته. ه
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
خیلی حالش بد بود، فقط غر میزد فقط نق میزد. تب هم کرد. لعنت بهشون که انقدر بچه های طفل معصوم رو اذیت می کنن. هنوزم خوب نیست کاش میرم خونه حالش بهتر باشه. بچه ام گناه داره. حوصله ندارم پایان نامه هم همونجوری مونده. اه اه اه..............
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54
پسری بعد از واکسنش تا دو روز تب داشت و بیحال بود و درد داشت. من نمیدونم چه جوریه که میگن عوارض نداره این واکسن،می تونم بگم از هر دوره اش بدتر بود و من خیلی پشیمون شدم که چرا بردم. حتی تا چند روز بعدش
برچسب: نویسنده: محمد میرزایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 18:54